1 ستاره2 ستاره ها3 ستاره ها4 ستاره ها5 ستاره ها (5 امتیازبندی, 1 رای)
Loading...

هفت مورد از بدترین دلایل برای ایجاد یک کمپین و استارتاپ بازاریابی محتوا

تولید محتوا

هفت مورد از بدترین دلایل برای ایجاد یک کمپین و استارتاپ بازاریابی محتوا

با توجه به اینکه امروزه بحث تولید محتوا و بازاریابی محتوایی و تاثیر آن بر بهینه سازی سایت و سئو بسیار داغه تصمیم گرفتم این مقاله رو ترجمه کنم چرا که انتخاب هدف و استراتژی از یک استارتاپ محتوایی بسیار تاثیر گذار در موفقیت و رسید سریعتر به هدف است.

اگر بازاریابی محتوایی خوبی داشته باشید، بازدهی آن یکی پس از دیگری خواهند آمد. موفقیت های حاصله خیلی بزرگ هستند: درآمدتان بیشتر می شود و کسب و کار تان رشد می کند، و در کنار اینها مشتری ها بیشتر از شما خوششان می آید و بیشتر به شما اعتماد می کنند. این یک استراتژی نوین نیست، اما هم زمان با عصر خریداران هوشمند ظاهرشده است.
رویکرد بازاریابی محتوا، با تبلیغات سنتی متفاوت است. به جای گیر دادن به مشتریانتان، با ارائه محتوای آموزشی، به آنها اطلاعات می دهید و به این ترتیب روابط بلند مدت تر ایجاد می کنید. به طور متوسط، ۷۶ درصد از خریداران پس از خواندن محتوای سفارشی یک شرکت، احساس نزدیکی و مثبت تری پیدا می کنند.
متاسفانه، یک تصور غلط در مورد بازاریابی محتوا وجود دارد مبنی بر اینکه ارزان و آسان است – در واقع، بازاریابی محتوا یک سرمایه گذاری بزرگ است و برای همه مناسب نیست.

در اینجا هفت دلیل می آوریم که چرا شما نباید بازاریابی محتوا را انجام دهید.

۱٫ می خواهید با راه دیگران پیش بروید.

هر تصمیم گیری که در مورد بازاریابی محتوا می گیرید باید با کسب و کارتان جور در بیاید. در غیر این صورت، محتوای شما برای مشتری ها ارزشی نخواهد داشت. اگر تنها دلیلتان برای اینکار این است که “الان خیلی باب شده” و یا “رقبای من دارند اینکار را انجام می دهند” مطمئن باشید هیچ چیزی جدید و یا مفیدی ایجاد نمی کنید.
فقط به این خاطر که می توانید کاری را انجام دهید، به این معنا نیست که باید آن را انجام دهید. دنبال کردن یک راه بدون هدف، مسیر خطرناکی است، که منجر به تولید محتوای بی فایده و بی معنا خواهد شد.

۲٫ می خواهید به یک نتیجه سریع برسید.

بازاریابی محتوا راه حلی است که نیازمند ماه ها – یا حتی سال ها – صرف وقت و انرژی است تا بتواند موثر باشد. قبل از اینکه انتظار چیزی ارزشمند را داشته باشید، باید یک چیز ارزشمند ارائه کنید. به همین دلیل است که نتیجه گرفتن از بازاریابی محتوا اینقدر طول می کشد.
خیلی از شرکت ها وقتی نتیجه فوری نمی بینند، از این کار دست می کشند. اکثر وبلاگ ها در عرض چند ماه اول این کار را رها می کنند، حتی با وجود اینکه نتیجه حاصل از وبلاگ نویسی در دراز مدت خیلی بزرگ و چشم گیر است. به عنوان مثال، برندهایی که در ماه ۱۵ پست در وبلاگ شان منتشر می کنند، به طور متوسط ۱۲۰۰ مشتری جدید در هر ماه پیدا می کنند. اگر تمایل ندارید این مسافت طولانی را طی کنید، بهتر است که اصلا دنبالش نروید.

۳٫ می خواهید رتبه بندی موتورهای جستجو خود را ارتقا دهید.

ارتقای رتبه بندی جستجو یکی از منافع بزرگ بازاریابی محتوا است، اما دلیل نمی شود که حتما انجامش دهید. به نقل از Ian Lurie، مدیر عامل شرکت Portent، “محتوا “چیزی نیست که بنویسیم تا رتبه مان بالاتر برود”،
همه هدف سئو این است که برای مخاطبان خود چیزی را فراهم کنید که به دنبالش هستند. اگر چیزی را به مشتری ها ارائه دهید که می خواهند و نیاز دارند، رتبه تان نیز در جستجو افزایش می یابد.

۴٫ دنبال یک جایگزین ارزان به جای تبلیغات هستید.

اگر به دنبال یک جایگزین ارزان به جای تبلیغات هستید، بازاریابی محتوا می تواند یک گزینه اغوا کننده به نظر برسد. بازده سرمایه خیلی زیادی دارد. هزینه بازاریابی محتوا، ۶۲ درصد کمتر از بازاریابی سنتی است و سه بار بیشتر مشتری جذب می کند. با این حال، انتخاب چیزی به این دلیل که ارزان است، به این معنی است که شما واقعا ارزش آن را نمی بینید. هم در زمان و هم در بودجه، باید سرمایه گذاری کنید. اگر برایش تلاشی نکنید، نتیجه ای هم نمی گیرید.

مقاله مرتبط :  تیم سئو و بازاریابی محتوای شما باید متشکل از چه کسانی باشد

۵٫ می خواهید فروش مستقیم داشته باشید.

هر محتوایی که تولید می کنید الزاما به فروش مستقیم منجر نمی شود. مطالب شما باید نیاز های مختلف خریدار را هدف قرار دهد و مشتری ها را برای خرید ترغیب کند. موضوع مربوط به منابع ارزشمند اطلاعات و تخصص در صنعت شماست، نه تلاش برای فروش با استفاده از محتوا. نزدیک به نیمی از بازاریاب های الکترونیکی، حدودا سه تا پنج نیاز خریدار را با محتوای اختصاص یافته پوشش می دهند.

۶٫ فاقد استراتژی هستید.

داشتن صدها هزار مطلب و محتوا هم نمی تواند این واقعیت را کتمان کند که شما استراتژی ندارید. هزاران محتوای بد و بدون جهت وجود دارد که هیچ خدمتی به مشتری های خود نمی کنند. اگر یک استراتژی داشته باشید، به یک مزیت بزرگ دست پیدا کرده اید. نزدیک به ۵۳ درصد از موثر ترین بازاریاب ها استراتژی راهبردی دارند، و حدود ۴۰ درصد از بی اثرترین بازاریاب ها اصلا هیچ استراتژی ندارند.

۷٫ هنوز آماده اندازه گیری نیستید.

بازاریابی محتوا هم درست مانند هر برنامه بازاریابی دیگری، باید اندازه گیری شود. می توانید ببینید چه چیزی کار می کند (و چه چیزی کار نمی کند) به و به این ترتیب می توانید استراتژی خود را به طور مداوم بسازید. تا زمانی که شاخص های کلیدی عملکرد، معیارها و تاکتیک گزارش را مشخص نکرده اید، برنامه بازاریابی محتوای خود را شروع نکنید. همانطور که کارشناس بازاریابی، Neil Patel می گوید: “بازاریابان هوشمند هر روز چرخ را دوباره اختراع نمی کنند … آنها می دانند چه چیزی کار می کند زیرا استراتژی خود را مستند کرده اند و هر یک از جزئیات را همزمان که اتفاق می افتند اندازه گیری می کنند”.
بازاریابی محتوا، کار زیادی می طلبد. و اگر حاضر باشید برای بدست آوردن یک استراتژی محتوای فوق العاده، وقت و انرژی مورد نیاز را صرف کنید، نتایج خیلی خوبی هم می گیرید.
اگر در مورد بازاریابی محتوا مطمئن نیستید، اشکالی ندارد. بهتر است تا وقتی آماده شوید صبر کنید و اینکار را برای دلایل درست شروع کنید. در غیر این صورت، خودتان و کسب و کارتان را در معرض خطر تغییر مادام العمر قرار می دهید.

برگرفته از : entrepreneur

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *